سطل آشغالی که گاهی درونش . . .

ای خستگی ، خستم کردی؟؟

اوضاع بدتر از همیشه پیش میرفت و من گوشه ای فقط نگاه می کنم . لطفا به من ذره ای انگیزه ، نیم گرم حس و مقداری عزم راسخ هدیه کنید شاید زمانی جبران کنم .  تبدیل شدم به دیوار سفید بی حاشیه ای که نه حال خواندن دارد و نه نوشتن و ساییدن کاغذ . حس مردن هم ندارم حتا . بیشتر از هر وقت دیگری احساس بازیچه شدن دارم . فکر می کنم واقعا من چی ام یا چه کاری باید بکنم .واقعا با وجود حضور دردناک "دکتر " و فرهنگ پر بار ایرانی ( که من هیچ وقت از بار آن سر در نیاوردم ) کاری هم میشود کرد ؟

+ شبنم ; ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٢
    پيام هاي ديگران ()   

 

_صدای تلویزیون که بلند شد . انگار خواست همه ی روح ما رو یک جا مثل جارو برقی ببلعه. همه چیز ساکت . هوا سنگین . اکسیژنها در حال فرار و روی ریه ها سنگ قبر گذاشتند . سمفونی نت های بیزار کسی بود که غذای یک ماهه ش رو بالا می آورد . بوی مسخرگی میاد . انگار اون تو همه به ما می خندن . نمیدونم! من هنوز به (اهمیت ) شک دارم ...                

+ شبنم ; ۳:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱۳
    پيام هاي ديگران ()   

میشه چند لحظه حرف نزد.

میگن به ما ربطی نداره ، یه آدم تا چند روز پیش راه میرفت ، می خندید ، گریه می کرد ، احساس می کرد . ولی خیلی راحت یا شایدم کلی ناراحت الان دیگه هیچ کدوم از این کارا رو نمی کنه . توی طبقه هفتم میشه چه حسی داشت ؟ پایین و نگاه کنی سرت گیج میره ولی گیج رفتن توی سرت انقدر بی معنیه که چشما تو می بندی و آروم میپری . یه پرش برای همه ی نفس هایی که باقی موند . توی راه وسط زمین و هوا . زمین میاد طرفت . استقبال خوبیه ، محکم و کوبنده . تموم . . . !!!خیلی واقعی ، یه هست نیست شد . فعل است با حرکت چند تا عقربه بود میشه و ما نمی فهمیم چرا ؟؟؟

+ شبنم ; ٩:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢
    پيام هاي ديگران ()   

مرده ی یک شبه !

درو که باز کردم یه بویی میومد اول گفتم این بوی کثافت مال چیه ؟ بعد یادم افتاد ! بلاخره بوش درومد چرا زودتر فکرشو نکرده بودم شاید ترکیده باشه . در کمدو باز کردم ، لای رخته خوابا قایمش کرده بودم اونجا بهتر بود هم کسی نمیدید هم خودش اینطوری راحت تر بود. رخته خوابا رو ریختم بیرون ،همونجا بود ، هنوز نترکیده بود فقط ورم داشت نمی دونم چرا هنوز چشاش باز بود راست توی چشمای منو نگاه میکرد منم نگاش کردم راست توی چشماش . مثلا می خواست خجالتم بده ، تو دلم گفتم آخه تو از جون من چی می خوای ؟ مردتم برام مصیبته . نمی خواستم اینجا بترکه ، همه ی زندگیم و کثافت می کرد و دیگه پاک نمی شد . باید دفنش می کردم . تنهایی کار سختی بود . انداختمش توی یه کیسه زباله و کشون کشون بردمش .

شب بود . تو خیابون سگ پر نمیزد ، چراغا مثل همیشه خاموش بودن تاریکی بود و صدای جفت گیری گربه ها . به اولین سطلی که رسیدم به زور انداختمش تو  . این راحت ترین کاری بود که میشد کرد . با خودم گفتم مامورای شهرداری با دیدن اون چه شکلی مشن ؟ ! نکنه کسی بفهمه من کشتمش ؟ اگه بفهمن ؟ اگه کسی دیده باشه ؟ نه ، اینجا که کسی نیست بعدشم ، منو چه به این کارا ؟؟!  دختر بچه ها که خود کشی نمی کنن . میکنن ؟؟

 

+ شبنم ; ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٧/۱٧
    پيام هاي ديگران ()   

تا باد چنین باد !

من مغزم و روزی هفت بار توی کاسه ی مسی میریزم و میکوبم و میدم سر بکشند.

 

 

 

 

 

+ شبنم ; ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٧
    پيام هاي ديگران ()   

فیلم لازم

اینجاها کسی پیدا میشه که توی آرشیوش فیلم صامت داشته باشه ؟

+ شبنم ; ٤:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٦
    پيام هاي ديگران ()   

همه چی به . . . بابام

انقدر صبحا منتظر خورشید چشم به آسمون میدوزیم که ماه نارنجی و موقع طلوع یادمون میره همیشه همینطوریه دیگه . دیشب بود، خواب دیدم لب دریام خیلی خوب بود باد و تاریکی و ترس دلپذیر دریا . همین ته کوچمون بود صبح به صبح میرفتم لب ساحل رو ماسه ها ولو میشدم و تا ظهر کیف میکردم از خواب که پا شدم ،رفتم ته کوچمون دیدم روی دریا اتوبان زدن به جای قایق یه عالمه ماشین زشت بود . اتوبان به درک جدیدا ان و گهم با هم قاطی شده صبح زنگ میزنن میگن بیا سر کلاس ، خلاقیت نمایشی داری میری کلاس میبینی استاد معارف نشسته جلوت . نمی دونم فیلم دیدن تو این بحران بهم کمک می کنه یا نه تا حالا که هر چی دیدم مزخرف بود بدرد گوزیدنم نمی خوره این فیلما . دنبال یه آدم واسه دوست شدن میگشتم پیدا نکردم گفتم برم سگ بیارم یار و یاورم بشه که جیغ مامانه در اومد . میدونی من خیلی آدم درس خوندن نیستم ولی مثه که اگه نخونی باید بری خونه شوهر  واقعا دارم با کتابام کشتی میگیرم . کاش میشد با این کتابا سوپ درست کرد و خورد . ماه رمضونم که دهن مارو سرویس کرد اصلا حال و حوصلشو ندارم نمیدونم این دیگه چه مصیبتیه !! من که روزه نمی گیرم میزارم فیض شو بقیه ببرن مارو چه به این کارا .مخ منم حالا قرش گرفته همش مادر برد می ترکونه کلا تعطیله . این روزا قدم زدن تو جزیره ی آدم خورا برام تفریح شده راست راست میرم و میام کاریم با کسی ندارم به درک که همه میگن من یه جانی ام !! سرما خوردگیم واسه خودش عالمی داره ها نصفه شبی میشینی همش حرف مفت تایپ می کنی به روی خودتم نمیاری که این چرندیاتو هرکی می خونه سر درد میگیره از بس بی ربطه . ولی اوضاع از اینی که مینویسم بی ربط تر و مضحک تره صبح تا شب همه چیو به تخم چپ بابام حواله میکنم . بی چاره  بابام .

-چگونه بود اگر کور کور بودم 

انقدر کور که در سیاهی  وهم انگیز  زندگی غرق میشدم

انقدر کور که روزهای

گرم ،تنگ و خسته را

نمیدیدم . 

چگونه بود اگر کور کور میشدم

شاید در تاریکی بی مفهوم عکس  خودم را میدیدم .

 

 

+ شبنم ; ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱٦
    پيام هاي ديگران ()   

 

پدر بودن معنی نداره ، مادر بودن معنی نداره ، اینا یه مشت حرف بود که تو کله ی ما کردن . هر روز بدتر و بدتر میشه ، اونا بچه میارن که یه عمر همه ی زندگیشونو بریزن به پاش و بعدا بگن که ما هر کاری کردیم به خاطر شماست که برای خودشون دلیل زندگی پیدا کرده باشن و یه مزخرف مثه خودشون به جامعه تحویل بدن . به جامعه ای که بچه ها دلشون نمی خواد مثه باباشون یا مامانشون بشن اما آخرش میشن همون مامان یا بابا ،که فقط شکلش تغییر کرده، که فقط یه هوا از نظر ظاهری مدرن شده . پس اینا حرف بود !!! آره ایثار فقط حرفه که توی کتابا می خونی چون وقتی گوشت میشه کیلویی ١۶ تومن هر کس نداره باید بمیره !!!  که اگه شانس بیاره و در حین خودکشی بمیره یه عمر همه ی آدما میگن خاک تو سر بدبختش که عرضه و جنم زندگی نداشت . خوش به حال بقیه که فهمیدن زندگی یعنی چی ؟؟؟؟ برادرم ، خواهرم همش کلمات مفته که روی زبونا زیاد میاد اما پاش که میوفته "به جون خودت ندارم خانومم توی بیمارستانه (خرتومشو بریده !!)" " ارواح خاک جدم قسم ندارم قسط یخچال (ساید بای ساید) مونده نمیدونم چیکار کنم ". توی این جامعه زنا همه دم از حقوق برابر میزنن جرا ؟ چون مده! هر کی با کلاسه از این حرفا میزنه ولی نمیفهمه یعنی چی . مردا همشون دم دراوردن نه خرج خونه میدن نه حال دارن خرج خودشونو در بیارن مفت مفت از جیب بابا ، پدر زن یا هرکی خرتره می خورن و ککشونم نمیگزه . بعد این جاس که میگم پدر بودن معنی نداره ، مادر بودن معنی نداره چون به خودشون زحمت نمیدن دورو برشونو نگاه کنن ببینن چقدر بد بختن !که هر کدومشون ٢تا ٢تا بد بخت به این جامعه تحویل میدن . چه جامعه ایه! همش شعاره همش دروغه همه دارن همدیگرو میزنن ، ما به خودمونم رحم نمیکنیم . والدین محترم بچه هایی که از خودشونرو میزنن که تربیتشون کنن در حالی که تربیت و با "ط" مینویسن . جوونامون به خاطر حق کتک می خورن ،پیرامون به خاطر ٢٠٠ هزار تومن خودشونو جر میدن . 

اینا هیچ معنی نداره همش یه بازیه که نه سر داره نه ته ! راستشو بخواین ما گیر افتادیم . جوری گیر کردیم که نه میدونیم چی هستیم نه میدونیم کجاییم !فقط گول می خوریم و گول میزنیم . شاید توی یه جعبه انداختنمون به جون هم و دارن از اون بالا بالا ها هر هر به حماقتمون میخندن.

خیلی خستم ولی خوابم نمیاد ،خوابم میاد ولی از خستگی بیدارم . کی به ما گفت که اسممون "آدمه " از کجا معلوم که الان شبه !! شب یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ شبنم ; ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٢٩
    پيام هاي ديگران ()